العلامة المجلسي
90
حياة القلوب ( فارسي )
نيمرنگ ورنگ خاكى وكبود هست ، ودر آن شيرين وشورهزار وهموار وناهموار وزمين سخت هست ، پس به اين سبب در ميان مردم نرم ودرشت وسفيد وزرد وسرخ ورنگين ونيمرنگ وسياه هست به رنگهاى خاك . پرسيد كه : آدم از حوّا بهم رسيده است يا حوّا از آدم ؟ فرمود كه : بلكه حوّا را خلق كردهاند از آدم ، اگر آدم از حوّا خلق مىشد طلاق به دست زنان مىبود وبه دست مردان نمىبود . پرسيد كه : از كلّ آدم خلق شد يا از بعض أو ؟ فرمود : اگر از كلّ أو خلق مىشد ، در قصاص ، حكم مردان وزنان يكى بود . پرسيد كه : از ظاهر آدم خلق شد يا از باطن أو ؟ فرمود كه : از باطن أو ، واگر از ظاهر أو خلق مىشد هرآينه زنان بىچادر مىگشتند چنانچه مردان مىگردند ، پس به اين سبب لازم شده است كه زنان خود را مستور گردانند . پرسيد كه : از جانب راست آدم مخلوق شد يا از جانب چپ ؟ فرمود : اگر از جانب راستش مخلوق مىشد هرآينه مرد وزن در ميراث مساوى بودند ، چون از جانب چپ أو مخلوق شده است زن يك سهم مىبرد از ميراث ومرد دو سهم ، وشهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است . پرسيد كه : از كجاى أو مخلوق شد ؟ فرمود : از طينتي كه زياد آمد از دندههاى پهلوى چپ أو « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : زن را براي اين « مرئه » مىگويند كه از مرء ، يعنى مرد خلق شده است ، زيرا كه حوّا از آدم خلق شد « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : زنان را براي اين نساء مىگويند كه آدم را انسى بغير از حوّا نبود « 3 » .
--> ( 1 ) . علل الشرايع 471 . ( 2 ) . علل الشرايع 16 . ( 3 ) . علل الشرايع 17 .